
تابستان ها را دوست دارم با یک موزیک کلاسیک از نوع چهار فصل ویوالدی وقتی که مردم از گرما جان می دهند و من کولر ماشین را روشن می کنم و به پنکه سقفی اتاقی فکر می کنم که در نزدیکی های هاوانا یا جایی شبیه به آن است.
تابستان ها را دوست دارم وقتی که سال آبستن کودکی است که قرار است نه ماه با نام بهار به دنیا آید.
تابستان ها را دوست دارم وقتی هیچ کس نیست. زندگی خالی است و دلم شور نمی زند که کدام ویزا به کدام سفارت مربوط است و اگر برود تا فرودگاه چقدر راه است
تابستان ها را دوست دارم گاهی بدون دلیل گاهی بدوم کولر و گاهی بدون هیچ کس
تابستان امسال تو هستی و تو نیستی و آیدین همچنان در سفر است. اما دوست دارم که به این فکر کنم که تابستان است و من اتاقی دارم در هاوانا یا جایی شبیه به آن که پنکه سقفی دارد و من روی ملحفه های سفید آن دراز کشیده ام و خواب لیمونادهای شیرین می بینم و بیرون پنجره مردم سیگارهای برگ می کشند تا تابستانی دیگر من متولد شوم و سی سالگی ام را جشن بگیرم
توضیح عکس: اتاقم شاید در این ساختمان است*