Sunday, July 12, 2009
Wednesday, July 01, 2009
سي ساله مي شوم درحالي كه سال ها براي اين سي سالگي فكر كرده بودم و امروز در ميان بزرگترين غم زندگي ام آن را تجربه مي كنم. سي سالگي در سرزميني كه سي ساله ها هيچ ارزشي ندارند.
سي ساله مي شوم در سرزميني كه امروز سهمي از آن ندارم
سي ساله مي شوم در ميان گرماي تابستاني كه سرماي وجودم را هيچ گرمايي نيست
سي ساله مي شوم در سرزميني كه امروز سهمي از آن ندارم
سي ساله مي شوم در ميان گرماي تابستاني كه سرماي وجودم را هيچ گرمايي نيست
Saturday, June 27, 2009
Sunday, April 05, 2009
Wednesday, February 11, 2009
نوشتن و نوشتن و نوشتن. در دیوانه خانه بازهم نوشتن. در چاردیواری نوشتن. وقت غرق شدن نوشتن. درست در لحظه خفگی نوشتن. در بیست و نه سالگی نوشتن. در هشت سالگی نوشتن. بی وقفه نوشتن و نوشتن. از سیاست نوشتن. از عشق و شیاطین دیگر نوشتن. و شاید این نوشتن تنها راه تنفسی است و چه شیوه بدی است. چه شکنجه ای است
Sunday, January 04, 2009
thesis
مثل یه توپ کوچیک پینگ پونگ قل می خوره می افته توی دلم تا اونجا متلاشی بشه و ضربان قلبم رو بالا ببره و تمام وجودم گز گز کنه تا من توضیح بدم که هابرماس چگونه حوزه عمومی رو کشف کرد و من طی تحقیقات چندساله به این نتیجه رسیدم که هه هه این حوزه عمومی هم می تونه ماجرای جالبی باشه
توضیح در مورد یافته های یک تحقیق 215 صفحه ای بیشتر از 20 دقیقه وقت لازم نداره. استادی که دیر می رسه و دیگری که حتی صفحه ای رو ورق نزده بر اثر بخشی توپ پینگ پونگ متلاشی شده اضافه می کنه
تمام می شه بدون اینکه به من اجازه بدن که در 4 پاراگراف از خودم و تمام تحقیقاتم دفاع کنم
نمی تونه مهم نباشه خیلی مهمه
فقط یه چیزی آرومم می کنه و اون اینه که توی این مرحله با استادی آشنا شدم که در این راه خیلی راهنما بود
Wednesday, October 08, 2008
Friday, September 19, 2008
آگهی
در جواب سارا
دختری هستم خوش تیپ، خوش هیکل، تحصیلکرده (فوق لیسانس) با حقوق عالی، ماشین، خونه، حساب بانکی، پاسپورت امریکایی، عاشق فیلم، کتاب خوان، با معلومات عمومی بالا، آشنا به زبانهای فارسی، فرانسه، انگلیسی، ترکی استانبولی و ایتالیایی، عاشق آشپزی با دست پخت عالی، علاقه مند به حیوانات خانگی، علاقه مند به پرورش گیاهان آپارتمانی و آشنایی کامل به نگهداری از آنها، دارای خانواده بسیار متمدن و به هیچ مرد الدنگی در زندگی ام احتیاج ندارم
با تشکر
Tuesday, August 19, 2008
تو
بعد از تو فراموش کردن هر مرد دیگری تنها بیست دقیقه وقت لازم دارد
ده دقیقه به این فکر می کنم که با چه ... معاشرت می کردم و لیاقت من را نداشت
ده دقیقه بعدی که تو چه خوب بودی و آه و افسوس که دیگر نیستی
فراموش کردن هر مردی بیست دقیقه وقت لازم دارد تا من پنج سال تمام تو را فراموش نکنم
Subscribe to:
Posts (Atom)